کلبه ی عاشقان

همه چیز

 

من از یک شکست عاشقانه می آیم...بگذار همه برای این اعتراف تلخ

 

سرزنشم کنند...شکست نه برای پنهان کردن است نه بهانه ای برای

 

پنهان شدن ...! همه دلشان نقش های مثبت میخواهد و آدم های

 

خوشحال...اما من گمان میکنم این خیلی خوب است که نمیتوانم ادای

 

آدم های خوشبخت را دربیاورم...! بی ستاره ام و زرد با طعم معطر

 

پاییز...که حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است....قیمت

 

وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده

 

ی داشتنش برآید....!!!آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او که باید پر

 

باشد,خالیست.... نمیتوانم باورش کنم ... نه رفتنش و نه ماندنش را ....!

 

قراره حقیقت را بگویم...سخت است... بی علاج است....دانستنش آدم

 

را کم کم میکشد...گریه ی شبانه می آورد...اما همین است...کاملا

 

ناگوار و واقعی : اون یکی رو جز من داشت ! سکوت میکنم تا به خاک

 

سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی برباد رفته ام آبرومندانه باشد....! گریه

 

میکنم باشکوه...مثل اقیانوس...بلند مثل اورست...او نمیشنود و نمیداند

 

که ماه خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست................!

 


نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن 1390ساعت 09:57 توسط lovetolove2| ارسال نظر(3)


آخرين مطالب
» خداحافظ...
» درد...
» گذشته...
» نفست...
» عکس
» میان ماندن و نماندن...
» وقتي از چشم تو افتادي...
» بازگشتن...
» گاه...
» خلوت...
قالب برای بلاگ


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید