کلبه ی عاشقان

همه چیز

روح بیمار طبیعت را – می فهمی


در دیار خشک


در میان سایه های تیره – در زنجیر


مرگ را می بینی


گاه بی تابی


…گاه می خندی

 

عاشق باران که باشی


در اضطراب شب – به دنبال آغوش امنی می گردی


تا تن نازک تب زده ات را بسپاری به تنش


تا فراموش کنی

 

عاشق باران که باشی


منتظر می مانی


بر نگاه بی کلام پنجره – چشم می دوزی


شعر می خوانی

عکس عاشقانه تنهایی 


نوشته شده در چهارشنبه 16 اسفند 1391ساعت 12:06 توسط lovetolove2| ارسال نظر(5)


آخرين مطالب
» من بی تو شعر خواهم نوشت...
» دلم تنگ می شود...
» مزارم...
» نجاتم نداد...
» داغونم...
» اشک...
» گاهی...
» مهربونیمو...
» دلم میخواست...
» قلب تو...
قالب برای بلاگ


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران