کلبه ی عاشقان

همه چیز

بازگشتن آرامم نمی کند

حتا به شعر

راه رفتن آرامم نمی‏کند

که نخواست همگامم باشد آن دیگری

اما چه بگویم

وقتی زخم‏ها در شعرم متولد می‏شوند

 

و اندامم در کلمات آرامش می‏یابند

تار است کلماتی که به آن دلبسته‏ایم

سرد‏ است روزهایی که در آن زندگی می‏کنیم

و خبری نیست از مقصدی که پیش رو داریم


نوشته شده در شنبه 21 بهمن 1391ساعت 11:40 توسط lovetolove2| ارسال نظر(4)


آخرين مطالب
» خداحافظ...
» درد...
» گذشته...
» نفست...
» عکس
» میان ماندن و نماندن...
» وقتي از چشم تو افتادي...
» بازگشتن...
» گاه...
» خلوت...
قالب برای بلاگ


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران