کلبه ی عاشقان

همه چیز

شبی آرام چون دریای بی جنبش
سکوت ساکت سنگین سرد شب
مرا در قعر این گرداب بی پایان می گیرد
دو چشم خسته ام را خواب می گیرد
من اما
دیگر از هر خواب بیزارم
حرامم باد خواب راحت و شادی
حرامم باد آسایش
من امشب باز بیدارم

 


نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن 1390ساعت 15:05 توسط lovetolove2| ارسال نظر(3)


آخرين مطالب
» خداحافظ...
» درد...
» گذشته...
» نفست...
» عکس
» میان ماندن و نماندن...
» وقتي از چشم تو افتادي...
» بازگشتن...
» گاه...
» خلوت...
قالب برای بلاگ


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید