کلبه ی عاشقان

همه چیز

گل من گریه مکن،


که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست


قطره ی اشک تو داند غم من دریاست


گل من گریه مکن


سخن از اشک مخواه


که سکوتت گویاست


از نگاه کردنت احوال تو را می دانم


دل غربت زده ات، بی نوایی تنهاست


من و تو می دانیم چه غمی در دل ماست


گل من گریه مکن،


اشک تو صاعقه است


تو بهر شعله، چشمان ترم می سوزی


بیش از این گریه مکن،


که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی


گل من گریه مکن،


من چو مرغ قفسم


تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی


گل من گریه مکن،


که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست


قطره ی اشک تو داند غم من دریاست


دل به امید ببند


نا امیدی کفر است


چشم ما بر فرداست


ز تبسم مگریز


درد دندان تو در غنچه ی لبها زیباست.

 


نوشته شده در شنبه 09 اردیبهشت 1391ساعت 22:10 توسط lovetolove2| ارسال نظر(35)


آخرين مطالب
» من بی تو شعر خواهم نوشت...
» دلم تنگ می شود...
» مزارم...
» نجاتم نداد...
» داغونم...
» اشک...
» گاهی...
» مهربونیمو...
» دلم میخواست...
» قلب تو...
قالب برای بلاگ


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران