همه چیز
بازگشتن آرامم نمی کند حتا به شعر راه رفتن آرامم نمیکند که نخواست همگامم باشد آن دیگری اما چه بگویم وقتی زخمها در شعرم متولد میشوند و اندامم در کلمات آرامش مییابند تار است کلماتی که به آن دلبستهایم سرد است روزهایی که در آن زندگی میکنیم و خبری نیست از مقصدی که پیش رو داریم
نوشته شده در شنبه 21 بهمن 1391ساعت
11:40 توسط lovetolove2|
ارسال نظر(4)
آخرين مطالب
| قالب برای بلاگ |